زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

سونو هفته 33

1393/3/8 12:25
نویسنده : هستی مامی
187 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل مامانآرام

خوبی عزیزکم؟

 

 امروز پنج شنبه 8 اردیبهشت 93 شما تو دل مامانی 33 هفته و 2 روز سن داری...زیبا

 

خبر زیاد دارم برات گلکم ... شرمنده نشد زودتر بیام برات بنویسمخجالت

توی چند پست برات تعریف میکنممتنظر

 

اولی:

 

همون طور که قبلا هم بهت گفتم هفته پیش رفته بودم بهداشت ... بهداشت بهم گفت رشد شما یه هفته عقبهغمگین

من همون روز میخواستم برم سونو تا مطمئن بشم ولی گفتم چند روز صبر کنم به تغذیه ام برسم بعد برم سونو تا شاید رشدت بیشتر شده باشه

بابایی هم رفته بود برام وقت سونو گرفته بود ولی اون روز نرفتیم دیگه

راستی اینو هم بگم که میخواستم برم سونوی دکتر میر غلامی ولی چون مرد بود بابایی راضی نشد قهر و تصمیم بر این شد که بریم پیش دکتر خراشادی

 

این شد که چند روز صبر کردیم و شد شنبه

بابایی رفت برامون نوبت گرفت و گفت باید ساعت 8 شب اونجا باشیم

ما 7.5 رفتیم ولی خیلی جلومون بودن باید معطل میشدیمخواب آلود و از اونجایی که بابایی اصلا دوست نداره معطل بشه دلخورو از طرفی هم ما اون شب خونه عمو علی عموی مامان و بابا می خواستیم بریم گفتیم فردا اول وقت میایم.

یعنی اون روز هم نشد که بریمغمگین

 

دیگه شد یک شنبه و ما هم ساعت 4 بعد از ظهر اونجا بودیم و خداروصد هزار مرتبه شکر خیلی معطل نشدیم و زودی رفتیم توجشن

فرق این سونو با سونو های دیگه هم این بود که این دفعه بابایی میتونست بیاد داخل اتاق و دختر گلشو ببینهمحبت

رفتم تو اتاق و دکتر پرسید هفته چندی ؟ گفتم توی هفته 33 هستم

همه چیتو نگاه کرد از کیسه آب و ضربان قلب و وزن و سن و جنسیت و نحوه قرار گیریت

خلاصه

خداروشکر خداروشکر خداروشکر همه چی رو به راه بود

سنت:32 هفته و 5 روز دقیقا همونی که بودی نه بیشتر و نه کمترتشویق

وزنت:1840 گرم یه مقدار بیشتر از اون چیزی که تو اینترنت برای وزن جنین توی هفته 33 زدنتشویق

جنسیتت رو هم که مطمئن شدم دختر خانومیزیبا

نحوه قرار گیریت هم که عالی بود و مطابق اون چیزی که باید باشی و برای زایمان طبیعی لازمهتشویق

به خانم دکتر هم گفتم بهداشت گفته رشدت یه هفته عقبه گفت نه بنده خدا  اشتباه کردهزبان

دیگه خداروشکر نگرانیمون از بین رفتجشن

 

بابایی هم دختر گلشو دید

البته نه واضحغمگین

بعد که از بابایی پرسیدم متوجه شدی قشنگ که چجوریه ؟؟ گفت فقط ستون فقراتش رو دیدمخندونک

راست میگفت طفلک منم زیاد متوجه نشدم دفعه پیش واضح تر بودی عسلم حتی چهره تم دیدم ولی این دفعه انگار نیم رخ بودی دقیق نتونستم ببینمت دستت هم انگار مشت کرده بودی

نمیدونم شاید اشتباه میکنم در هر صورت من اینجوری برداشت کردمسوال

ولی کلا خیلی خوشحال شدم که فهمیدم این پاهاته که هی میکوبی به قفسه سینه امبغل

 

و حالا منتظر باش تا خبر بعدیمتنظر

 

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان فاطمه
8 خرداد 93 16:17
الهي شكر كه همه چي خوب بوده